Aging Crisis

نوامبر 29, 2011

این یعنی چی؟ یعنی اینکه سن ادم بالا می ره، بعد می بینه هیچ پخی نشده واسه خودش. حتی همون خلبانی که تو بچگی دوست داشت بشه هم نشده! بعد می بینه ای داد بی داد، عمری است که بر فنا رفته

اونوقت یه چیزی از نا کجا آباد، شتلق می خوره پس کله ادم که اسمش هست بحران سن که باعث می شه ادم گیج و منگ بشه!
بعد ادم فقط دلش می خواد همین طوری بشینه به دیوار نگاه کنه، مشروب بخوره، بعد حرف نزنه، پاشه بره معتاد بشه بره پی کارش!

یک پستی هم هست که خیلی لازمه بنویسیمش راجه به بحران به رسمیت شناخته شدن، هی نمی شه!

همین دیگه! گفتم بدونین وضعم چطوریه!

7 پاسخ به “Aging Crisis”


  1. ..غصه نخور..این اتفاق توی کشورای عقب افتاده ای مثه ما زیاد میفته!..

    یوسف

  2. entropism Says:

    آنانکه محیط فضل و آداب شدند
    در جمع کمال شمع اصحاب شدند
    ره زین شب تاریک نبردند به روز
    گفتند فسانه ای و در خواب شدند
    از این شعر زیبای » حکیم افلاک عمر خیام » که بگذریم . منم یه زمانی تنها هدفم باقی گذاشتن یه اثری از خودم تو این دنیای فانی بود . الانم دوران بحران 25 تا 30 رو میگذرونم که خیلی آزارم میده این بالا رفتن سن . بزرگان اهل دل میگن 30 رو که رد کنی عادت میکنی که سخت نگیری

  3. ماهان Says:

    حالا زیاد قضیه سن رو بحرانی ش نکن. هنوز خیلی جا داری. موارد دیگر خب، قابل چونه زدن هستن ;)


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.